تبليغاتX
بی تو ابری شده هوای دلم - صد سوال بی جواب


بی تو ابری شده هوای دلم

کلیه شعر های این سایت سروده ی خودم بوده و استفاده از آنها فقط در صورت ذکر ماخذ مجاز می باشد.

 

 

 صد سوال بی جواب

 

 

 

 

ای ستاره های ناگهان قشنگ ، پس چرا به سمت ما نمی وزید ؟

 

شب فرا رسیده پیش پایتان ، پس چرا به داد ما نمی رسید ؟

 

 

ماه اخم کرده رفته پشت ابر، راه شیری ا ز ستاره خالی است

 

باد کشته شعله ی اجاق را ، پس چرا ز جای خود نمی جهید ؟

 

 

زندگی گرفته رنگ تیرگی ، روز رفته زین د یار بی فروغ

 

آه هم نما نده در بسا طمان ،  وقعی ار چه گوئیا  نمی نهید

 

 

ای فروغ مهر بی دریغ عشق ، رخت بسته ای چرا زجان ما ؟

 

ای پرنده های شوق بند گی ، سمت کوی ما چرا نمی وزید ؟

 

 

ای خدای مهربان من چرا ، برده ای ز یاد خویشتن مرا  ؟

 

دارم از تو صد سوال بی جواب ، پس چرا جوابمان نمی دهید ؟

 

 

سرزمین پر فروغ  کهکشان ، روشنان کهنه راه آسمان

 

ظلمت است و بی جهت شما هنوز، شعله وربه شام ما نمیشوید ؟

 

 

مردم از سکوت بی کسی هلا ، ای منا دیان خفته  بی دلیل

 

تا از این سکوت مرده وارهیم ، یک دهن صلایمان نمی زنید ؟

 

 

مرهمی برای زخمها یمان ، کس نشان نداده و نمی دهد

 

کاشکی خدای نازنین من ، روح خود در آدمی نمی دمید

 

 

ای سکوتتان پر از دعای خیر ، ای قنوتتان اجابت سکوت

 

ای نمازتان خلوص محض عشق ، از کجای ناکجای عالمید ؟

 

 

لذ تی اگر شما نمی برید ، از کمک به حل عقده ها یمان

 

پس چرا زما نمی برید هان ، دل زما چرا ؟ چرا نمی کنید ؟

 

 

می گریزم از خودم هنوز هم ، تا دوباره های ناگهان شعر

 

خنده بر لبان من می افسرد ، کاش شادی از دلم نمی رمید

 

 

ای همیشه اهل شادی ونشاط ، مردمان دلخوش شمال شهر

 

بی خبر زمردم جنوب شهر ، دل به سادگی چرا نمی دهید ؟

 

 

خانه دلم دوباره ابری است ، همچو کلبه ای که مرد یوش داشت

 

ای چراغ بی دریغ مهر و ماه ، پس چرا به سمت ما نمی وزید ؟

 

 

 

 

 

بهرامی - 85

 

  

 

 

 

نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 21:14 توسط محمدبهرامی اصل| |


Design By : Night Skin